no sexy

2008-Jul-22
سوالي رو که در پايين متن مشاهده مي کنيد و يک تست روانشاني است . متن را با دقت بخوانيد تک تک کلمات در جواب نهايي تاثير دارند :
يک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردي را مي بيند که قبلا او را نمي شناخت. او با خود انديشيد که اين مرد بسيار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رويايي من است
و در همان جا عاشق او مي شود .اما هيچگاه از او تقاضاي شماره نمي کند و ديگر آن مرد را نمي بيند. چند روز بعد او خواهر خود را مي کشد .
به نظر شما انگيزه ي او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
چند دقيقه با خود فکر کنيد و جواب هاي خود را يادداشت کنيد. بعد برا يافتن پاسخ صحيح به ادامه مطلب  مراجعه کنيد.


نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:56
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (1) | نظر دهی


2008-Jul-22
خدا خر را آفريد و به او گفت:
و تو يک خر خواهي بود. و مثل يک خر کار خواهي کرد و بار خواهي برد، از زماني که تابش آفتاب آغاز مي شود تا زماني که تاريکي شب
 سرمي رسد. و همواره بر پشت تو باري سنگين خواهد بود. و تو علف خواهي خورد و از عقل بي بهره خواهي بود و پنجاه سال عمر خواهي
 کرد.
خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من مي خواهم خر باشم، اما پنجاه سال براي خري همچون من عمري طولاني است. پس کاري کن فقط
 بيست سال زندگي کنم.
و خداوند آرزوي خر را برآورده کرد.
و خدا سگ را آفريد و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهي بود و بهترين دوست و وفادارترين يار انسان خواهي شد. تو غذايي را که به
 تو مي دهند خواهي خورد و سي سال زندگي خواهي کرد. تو يک سگ خواهي بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سي سال زندگي عمري طولاني است. کاري کن من فقط پانزده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوي سگ را برآورد.
و خدا ميمون را آفريد
و به او گفت: تو يک ميمون خواهي بود. از اين شاخه به آن شاخه خواهي پريد و براي سرگرم کردن ديگران کارهاي جالب انجام خواهي داد
 و بيست سال عمر خواهي کرد.
ميمون به خداوند پاسخ داد: بيست سال عمري طولاني است، من مي خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوي ميمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفريد
و به او گفت: تو انسان هستي. تنها مخلوق هوشمند روي تمام سطح کره زمين. تو مي تواني از هوش خودت استفاده کني و سروري همه موجودات را برعهده بگيري و بر تمام جهان تسلط داشته باشي. و تو بيست سال عمر خواهي کرد.
انسان گفت: سرورم! من دوست دارم انسان باشم، اما بيست سال مدت کمي براي زندگي است. آن سي سالي که خرنخواست زندگي
 کند و آن پانزده سالي که سگ نخواست زندگي کند و آن ده سالي که ميمون نخواست زندگي کند، به من بده.
و خداوند آرزوي انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون
انسان بيست سال مثل انسان زندگي مي کند…..
و پس از آن، سي سال مثل خر زندگي مي کند، ازدواج مي کند و مثل خر کار مي کند و مثل خر بار مي برد…
و پس از اينکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه اي که در آن زندگي مي کند، نگهباني مي دهد و هرچه به او بدهند مي خورد.
و وقتي پير شد، ده سال مثل ميمون زندگي مي کند، از خانه اين پسر به خانه آن دختر مي رود و سعي مي کند مثل ميمون نوه هايش راسرگرم کند.
و اين بود همان زندگي که انسان از خدا خواست
نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:55
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی


2008-Jul-22

روش های مردم آزاری !

  • اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد. 

  • صابون را كف وان حمام جا بگذاريد. 

  • كادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي هديه بديد. 

  • در هنگام خروج از توالت، دمپايي‌ها رو خيس كنيد. 

  • همه شيرهاي آبي كه در طول روز مي‌بينيد تا حد امكان سفت كنيد (به كار بردن انبرقفلي نتايج بهتري به همراه دارد). 

  • وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام كنيد 

  • وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟ 

  • پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي جن و پري است. 

  • توي حموم عربده بكشيد. 

  • اگر كسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز كنيد. 

  • در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد. 

  • سر پيچها و جاهايي كه سبقت ممنوع است، با سرعت بيست كيلومتر در ساعت حركت كنيد. 

  • عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين. 

  • مرتب جلوي مهمونا از عموي پيرتون كه موهاش رو رنگ مشكي زده بپرسين كه چه رنگ مويي استفاده ميكنه. 

  • هنگام راه رفتن سعي كنيد پشت كفش مردم رو با نوك كفشتون بزنيد. هر چه بيشتر كفش مردم رو از پا در بياريد، امتياز بيشتري مي گيريد. 

  • وقتي به يک مغازه شيک شلوار فروشي رفتيد، برخلاف تاکيدهاي فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکي شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديدید. 

  • درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئي بکشيد. 

  • روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد. 

  • به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد. 

  • عکسهاي قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صداي بلند بگوييد چه اشتباهي کردم، چي بودم و چي شدم. 

 

نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:54
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی


2008-Jul-22
اشخاص مختلف چگونه فیل شکار میکنند

 

ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند

مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .

سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .

سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !

سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !

سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .

برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .

روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !

وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .

معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .

مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.

 

نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:51
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی


2008-Jul-22
سگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              

   

                

 

 

 

                        

                   

 

 

 

                       

                               

                
نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:24
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی


2008-Jul-22
الهی

دیدن روی تو چشم دگری می خواهد

دلم از آتش مهرت شرری می خواهد

باید از هر دو جهان بی خبرش گردانی

هرکه از کوی وصالت اثری می خواهد

تا مگر تیر دعایم به اجابت برس
            

ناله از سوز و نوایم اثری می خواهد

لب خندان تو را دیدن و لبخند زدن

چشم گریان ز گل پاک تری می خواهد...



نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:19
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی


2008-Jul-22
بنام خالق زیباییها
دارم هوای گریه ٬ از شادی وصالش

شکر خدای رحمن ٬ از لطف بی مثالش

اشکم زشورو شوق است ٬ دیگرزغصه ام نیست

غم را کجا توان دید ٬ با دیدن جمالش

همای خوش سعادت ٬ بر شانه ام نشسته

از شکر این پرنده ٬ بوسم من هر دو بالش

یارم چه هدیه خواهد ٬ جانم که قابلی نیست

قربان روی ماهش ٬ قربان خط و خالش

از عشق می نویسم ٬ چون او ز عشق گوید
نوشته شده توسط wwweee در ساعت 02:12
لینک مطلب | ارسال به دوستان | نظر (0) | نظر دهی



Powered By anzalichi.com